حضرت محمد(ص)

این وبلاگ جهت ترویج فرهنگ نبوی وحسنی در فضای مجازی می باشد.

مهر وامضاء حضرت محمد(ص)


مهر وامضاء حضرت محمد(ص)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:59  توسط الف. محمد  | 

مهر وامضاء حضرت محمد(ص)


مهر وامضاء حضرت محمد(ص)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:56  توسط الف. محمد  | 

دعا بدون صلوات بر محمد وآل محمد به اجابت نمی رسد

در کنز العمال آمده است.هیچ دعایی
به وجود نمی آید مگر آنکه میان آن دها و خدای
تعالی حجاب و مانعی ایجاد می شود وتا بر محمد درود نفرستید
دعا ی او به اجابت نمی رسداگر بر محمد و ال محمد درود فرستاد آن حجاب
بر طرف می شود ودعا وارد می شود  و مورد اجابت قرار می گیرد و هر گاه درود بر محمد 
(ص)و ال او نفرستد دعا باز می گردد وبه اجابت نمی رسد

التماس دعا
 
صلوات
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
اللم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: صلوات, محمد, ص, اجابت
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:43  توسط الف. محمد  | 

حضرت محمد (ص) در بیان دکتر علی شریعتی

چهارم میلادی و از زمانی که امپراطوران روم به مسیحیت گرویدند و عقاید کلیسا را به عنوان آرا و عقاید رسمی ترویج کردند، بنای مخالفت را با حوزه‌های فکری و علمی آزاد گذاشتند تا این که سرانجام ژولتی نین، امپراتور روم شرقی در سال ۵۲۹ میلاد مسیح (قرن ششم میلادی)‌ دستور تعطیلی دانشگاه‌ها و بستن مدارس و مراکز علمی را صادر کرد و دانشمندان از بیم جان متواری شدند و چراغ علم و فلسفه در قلمرو امپراتوری روم خاموش شد.

درست در همین زمان بود، قرن ششم میلادی و مقارن با خاموشی چراغ علم و دانش در روم، بزرگ‌ترین حادثه تاریخ به وقوع پیوست و شبه‌جزیره عربستان شاهد بعثت بهترین مخلوق خداوند، امین(ص)‌ شد که در نخستین گام به فراگیری علم و دانش فراخوانده شد، «بخوان به نام پروردگارت که آفریدت» و سپس پیروان خود را به آموختن علم و دانش از آغاز تا پایان زندگی با روایت «اطلب العلم من المهد الی اللحد» فراخواند.

آری چنین است که در بیان شخصیت ارزنده خاتم چنین می‌نگارد: … به راستی می‌توان گفت که محمد را این چنین «باید از نو دید»، «از نو شناخت»، او را با نگاهی که اشیا و اشخاص را می‌نگریم نباید نگریست، باید از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و تاریخ، نگاهی تازه ساخت و بر سیمای محمد(ص)‌ افکند. او را باید در صف شخصیت‌های عظیم تاریخ، قیصران و حکیمان و انبیا دید، در جمع پیامبران بزرگ رق نشاند و تماشایش کرد.
در این هنگام است که تصویر او در چشم ما چنان شگفت و توصیف‌ناپذیر می‌نماید که گویی هرگز او را ندیده‌ایم و هرگز چنین تصویری را از مردی در جهان نمی‌شناخته‌ایم. برای شناخت دقیق و تصویر کلی و تمام هر مذهبی، شناختن خدای آن، کتاب آن و پیغمبر آن ضروری است و این روش ساده‌ترین، ممکن‌ترین و در عین حال علمی‌ترین و مطمئن‌ترین روش شناخت یک مذهب است.

محمد ترکیبی از موسی و عیسی است، گاه او را در صحنه‌های مرگبار جنگ می‌بینیم که از شمشیرش خون می‌چکد و پیشاپیش یارانش که برای کشتن یا کشته شدن بی‌قراری می‌کنند، می‌تازد و گاه وی را می‌بینیم که وقتی هر روز در رهگذرش مرد یهودی از بام خانه‌اش خاکستر بر سرش می‌ریزد و او نرم‌تر از مسیح، همچون بایزید، روی درهم نمی‌کشد و یک روز که از کنار خانه وی می‌گذرد و از خاکستر مرد خبری نمی‌شود، می‌پرسد رفیق ما امروز سراغ ما نیامد؟ و چون می‌شنود که بیمار شده است به عیادتش می‌رود.

در اوج قدرت در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهری که ۲۰‌سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال کرده‌اند، بر مسند قدرت اما در سیمای مهربان مسیح، کنار کعبه می‌ایستد و در حالی که ۱۰ هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش، در اطرافش برق می‌زنند و… می‌پرسد؛ «ای قریش فکر می‌کنید با شما چه خواهم کرد؟»، قریش که سیمای مسیح را در این موسایی که اکنون سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب می‌شناسند و به چشم می‌بینند، پاسخ می‌دهند که «تو برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگواری» و آن گاه با آهنگی که از گذشت و مهربانی گرم شده است، می‌گوید: «بروید، همگی آزادید.»

آری، پس از آن که به بعثت برانگیخته شد، اولین کسی که به وی ایمان آورد حضرت علی‌(ع)‌ بود، علی بود که با وی هم‌پیمان شد و از آن پس همه لحظات عمر را در این پیمان و پیوند نهاد و در پرستش خداوند و وفای محمد و دوستی خلق و پارسایی روح، آیتی شگفت شد و با صدها رشته پنهان و پیدا با روح و اندیشه و قلب محمد پیوند یافت.

پیغمبر که تاریخ آن همه از اراده و تصمیم و قدرتش سخن می‌گوید و خسروان و قیصران و قدرتمندان حاکم بر جهان آن همه از شمشیرش می‌هراسند و دشمن از شدت غضبش می‌لرزد، در عین حال مردی است سخت عاطفی، با دلی که از کمترین موج محبتی می‌تپد و روحی که از نوازش نرم دست صداقتی، صمیمیتی و لطفی به هیجان می‌آید، در خانه و خانواده نیز چنین است. در بیرون، مرد رزم و سیاست و فرماندهی و قدرت و ابهت است و در خانه پدری مهربان، شوهری نرم‌ خوی و ساده و صمیمی،… وی هرگز نمی‌کوشید تا خود را مرموز و غیرعادی و موجودی عجیب و غریب در چشم‌ها بنمایاند، بلکه بعکس حتی به مادی بودن تظاهر می‌کرد، نه‌تنها از زبان قرآن می‌گوید که «من بشری هستم بمانند شما و فقط به من وحی می‌شود، …/ کهف ۱۱۰».

که همواره اعتراف می‌کند جز آنچه به من گفته می‌شود، از چیزی خبر ندارم و در رفتار و زندگی و گفتگویش همه جا می‌کوشید تا در چشم‌ها شگفت‌آور و فوق‌‌العاده جلوه نکند و سعی می‌کرد تا ابهت و جلالی را که در دل‌ها دارد، بشکند. می‌گویند روزی پیرزنی نزد وی می‌آید تا از او چیزی بپرسد.

آن همه خبرها و عظمت‌ها که از او شنیده بود چنان در او اثر می‌کند که تا خود را در حضور وی می‌یابد، می‌لرزد و زبانش می‌گیرد، پیغمبر احساس می‌کند شخصیت و شکوه او وی را گرفته است، ساده و متواضع پیش می‌آید، به مهر دست بر شانه‌هایش می‌گذارد و با لحنی که از خضوع، نرم و صمیمی شده‌ است، می‌گوید؟ مادر چه خبر است؟

من پسر آن زن قریشی‌ام که گوسفند می‌دوشید. بعد احساس و عمق عاطفه و اندازه رقت قلب محمد نیز شگفت‌انگیز است.

وجود علی ‌(ع)‌ و فاطمه (س)‌ که همچون دو بال برای پیغمبر بودند و فرزندان آنها، تحمل زندگی پر تلاطم و پر مشقت را برای پیغمبر (ص)‌ آسان‌تر کرده بود، چنانچه دکتر در ادامه می‌گوید: «اما اینها همه آرامش پیش از توفان بود و توفان در رسید سیاه، هولناک و بر باددهنده آشیانه و ویران‌کننده خانه او.» (آری پس از ۲۳ سال رسالت پیامبری و هدایت مردم)‌ پیغمبر در بستر افتاد و دیگر نتوانست برخیزد و به این گونه است که محمد و رسالت چند بعدی و دو جهتش شایستگی آن را دارند که آرزوی بزرگ انسان امروز را تحقق بخشد.

دکتر شریعتی در کتاب‌های «فاطمه، فاطمه است» و «سیمای محمد(ص)‌» به تفضیل به بیان ابعاد شخصیتی حضرت نبیاکرم(ص)‌ می‌پردازد و آن را شرح می‌دهد که قطره‌ای از آن دریا در این مقال مرقوم گردید.

منبع:سایت http://shariati.nimeharf.com/


برچسب‌ها: حضرت محمد, دکترعلی شریعتی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 21:15  توسط الف. محمد  | 

دليل قرآنى و روايي بر خاتميت پيامبر اسلام(ص)

يكى از ضروريات اسلام اين است كه سلسله پيامبران(ع) با پيغمبر اسلام(ص) ختم شده و بعد از آن حضرت هيچ پيامبرى نيامده و نخواهد آمد. حتى بيگانگان نيز مي‌دانند كه اين موضوع، از جمله اعتقادات اسلامى است كه بايد هر مسلمانى به آن معتقد باشد و از اين روى، مانند ساير ضروريات دين، نيازى به استدلال نخواهد داشت. در عين حال، مي‌توان اين مطلب را هم از قرآن كريم و هم از روايات متواتر، استفاده كرد.
قرآن كريم مي‌فرمايد: «ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول ا... و خاتم النبيين» و صريحاً آن حضرت را خاتم همه پيامبران معرفى مي‌كند.
بعضى از دشمنان اسلام درباره دلالت اين آيه بر خاتميت پيامبر اكرم(ص) دو اشكال را مطرح كرده اند:
يكى آن‌كه: واژه «خاتم» به معناى انگشترى نيز آمده است، و شايد در اين آيه هم همين معنى (انگشترى) منظور باشد.
ديگر آن‌كه: به‌فرض اين‌که خاتم به‌همان معناى معروف باشد مفاد آيه اين است كه سلسله «نبيين» به‌وسيله آن حضرت ختم شده نه اين‌که سلسله «رسولان» هم ختم شده باشد.
پاسخ اشكال اول اين است كه خاتم به معناى وسيله ختم كردن و پايان دادن (ما يختم به الشى) است و انگشترى هم از اين جهت خاتم ناميده شده كه به‌وسيله آن، نامه و مانند آن‌را ختم و مهر مي‌كرده‌اند.
پاسخ اشكال دوم اين است كه هر پيامبرى كه داراى مقام رسالت باشد داراى مقام نبوت هم هست و با پايان يافتن سلسله انبيا، سلسله رسولان هم پايان مي‌يابد و چنان‌كه قبلاً نيز گفته شد هر چند مفهوم «نبى» اعم از مفهوم «رسول» نباشد اما از نظر مورد، نبى اعم از رسول است.
دلايل روايي بر خاتميت
موضوع خاتميت پيغمبر اسلام(ص) در صدها روايت نيز مورد تصريح و تاكيد قرار گرفته كه از جمله آن‌ها حديث منزلت است كه شيعه و سنى به تواتر، آن‌را از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده‌اند به‌طورى كه جاى هيچ شك و شبهه‌اي در صدور مضمون آن باقى نمي‌ماند. و آن اين است:
هنگامى كه پيامبر اسلام(ص) براى جنگ تبوك از مدينه حركت مي‌كردند اميرمؤمنان على(ع) را براى رسيدگى به كارهاى مسلمانان به‌جاى خود گماشتند. آن حضرت از اين‌که از فيض شركت در اين جهاد، محروم مي‌شوند اندوهگين شدند و اشك از چشمانشان جارى شد. پيامبر اكرم(ص) به آن حضرت فرمود: آيا راضى نيستى كه نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى باشى؟ و بلافاصله اين جمله را اضافه كردند: «با اين تفاوت كه بعد از من پيامبرى نيست» تا جاى هيچ‌گونه توهمى باقى نماند.
در روايت ديگرى از پيامبر اكرم(ص) نقل شده كه فرمود: «ايها الناس، انه لانبى بعدى ولا امة بعدكم...».
و نيز در حديث ديگرى از آن حضرت نقل شده كه فرمود: «ايها الناس، انه لا نبى بعدى ولا سنة بعد سنتى...» و در روايات و ادعيه و زياراتى كه از ائمه اطهار(ع) نقل شده بر اين مطلب، تاكيد شده است كه نقل آن‌ها به درازا مي‌كشد.
آيت‌ا... مصباح يزدى، آموزش عقايد، ج 2

منبع:پرتوی سخن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 21:12  توسط الف. محمد  | 

فاطمیه

 
فهرست غم

دل بى‏سوز و گداز از غم زهرا دل نيست
دل اگر نشكند از ماتم او، جز ِگل نيست

خون و اشك از دل و از ديده ما مى‏جوشد
فاطمه صورت خود را ز على مى‏پوشد

عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است
قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است

رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشكسته على تنها ماند

اثر دست ‏ستم از رخ نيلى نرود
هرگز از ياد على، ضربت‏ سيلى نرود

با على راز نگفتى تو زبازوى كبود
باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟

داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز

قاسم نصیر پور

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 20:21  توسط الف. محمد  | 

اهانت به پیامبر اسلام(ص)

اهانت يك كشيش مصري به حضرت محمد (ص)
 
   با انتشار اخباري مبني بر ساخت فيلمي اهانت آميز از اسلام و حضرت محمد (ص) از سوي يك كشيش‌ كليساي مصر، نگراني‌ها از ايجاد تنش ميان مسلمانان و قبطي‌هاي مصر بالا گرفت.

به گزارش ايسنا، به نقل از پايگاه اينترنتي المحيط، بر اساس گزارش رسانه‌ها، كشيش مرقص عزيز كشيش كليساي العذراء، اقدام به توليد فيلمي در اهانت به اسلام و حضرت محمد (ص) كرده و آن را در سايت‌هاي متعلق به قبطي‌ها منتشر كرده است.

تهيه كننده اين فيلم موهن از آن به عنوان هديه‌اي به مسلمانان و كل جهان در ابتداي سال جديد ميلادي ياد كرده است!

اعلام پخش چنين فيلمي چالشي جديد است كه احساسات مسلمانان را جريحه‌دار مي‌كند.

در اين فيلم اظهارنظري از ايمن الظواهري، فرد شماره دو القاعده مطرح مي‌شود كه مي‌گويد "اسلام مردم را نابود مي‌كند"!

اين در حالي است كه كليساي العذراء اعلام كرده است كه به رغم اين كه تهيه كننده اين فيلم به اين كليسا منسوب است، اما اين كليسا هيچ ارتباطي با اين فيلم ندارد.
منبع:سایت الف
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 19:39  توسط الف. محمد  | 

اشعاری در وصف حضرت محمد(ص)

باردگر، ياد تو زد آتش به جانم 

جا دارد از اندوه، در سوگ وفاتت 

گر جاي اشک، ازديدگانم، خون چکانم 

اي سوره عشق 

اي آيه مهر 

اي چشمه نور 

اي اختر تابنده، اي ياد معطر 

اي برترين و آخرين پيغام آور 

اي پانهاده بر بلنداهاي افلاک 

اي همنشين بينوا بر بستر خاک 

رفتي ولي ما را به دست غم سپردي 

اي چشمه مهر و وفا 

اي خوب،... اي پاک! 

در روزهاي تيره و شبرنگ " بطحا" 

در ظلمت کور کوير جاهليت 

مشعل به کف، درد آشنا، ره مي سپردي 

در اوج خشم و کينه ديرين" يثرب" 

در سنيه ها بذر محبت مي فشاندي 

پاک و مبرا بودي از هر لغزش و عيب، 

اي شاهد غيب! 

سيماي تو آئينه ايزد نما بود 

چشم خدا بين تو هم، چشم خدا بود 

اي وارث خط شفقگون رسالت 

دردا...دريغا! 

اي امي گويا!... از آن روزي که رفتي 

ما همچنان در انتظاري تلخ مانديم 

زآندم که ما غمنامه سوگ تو خوانديم 

از ديدگان، بر مزرع دل، خون فشانديم 

جبريل، از سوي خدا ديگر نيامد 

خوش روزگاري داشتيم اندر کنارت 

اما دريغ، آن روزها ديري نپائيد 

رفتي... ولي از ياد ما هرگز نرفتي. 

بعد از تو اشک ديده مان هرگز نخشکيد 

بعد از تو خاطرهايمان هرگز نياسود 

بعد از تو، امت در غمت صاحب عزا بود 

بعد از تو، اي يار ضعيفان، قصه ما 

غم بود و حرمان بود و درد تازيانه 

يا کنج زندان، يا اسارت، يا شهادت 

آزارها و حمله هاي وحشيانه 

بعد از تو، اولاد علي، آواره گشتند 

بر خون سجود آورده و در خون نشستند 

بعد از تو، ما مانديم و غوغاي سقيفه 

بعد از تو، ما مانديم، با زهراي مظلوم 

آن چهره اي که بارها بوسيده بودي 

آزرده و سيلي خور دست ستم شد 

در کوفه محراب علي گرديد گلگون 

صحراي سرخ کربلا  رنگين شد از خون 

بعد از تو فرزندان زهرا کشته گشتند 

لب هاي قرآن خوان و حقگوي" حسين" ات 

آماج ضربت هاي چوب خيزران گشت 

يار وفادارت، " ابوذر" 

چون عاشقان، در غربت تبعيد، جان داد 

" عمارياسر"  کشته گرديد 

فريادهاي " مالک اشتر" فروخفت 

بيدارهامان بر فراز دار رفتند، 

اي بنده خوب خداوند!... 

بعد از تو ما مانديم و ميراث شهيدان 

بعد از تو ما بوديم و خيل سوگواران 

رفتي تو، اي تنديس اخلاق و فضائل 

از عقل کامل! 

رفتي ولي ما را به دست غم سپردي 

يادت گرامي باد، اي ياد معطر 

اي نامت احمد، 

نامت بلند و جاودان باد، 

اي« محمد»   

 

منبع:راسخون

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 19:2  توسط الف. محمد  | 

عکس نوجوانی حضرت محمد از کجا آمده؟

عکس نوجوانی حضرت محمد از کجا آمده؟

سال هاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار می یابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح می کنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟

شنیده شده است که کسانی در پاسخ می گویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است. اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد.

به گزارش سایت تاریخ ایران و اسلام؛ مقاله زیر کوششی است برای بازشناسی منبع اصلی این تصویر.

شیعیان ایران سابقه دیرینه ای در به تصویر کشیدن اعضای خاندان حضرت محمد(ص) و خود ایشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهای پرفروشی منقش به تصویر حضرت محمد(ص) در ایران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جوانی خوش چهره تصویر گردیده است.

این پوسترها امروزه با استفاده از فناوریهای روز و ابزارها و تکنیکهای مختلف تولید می گردند. با وجود این، ساختار تصاویر هنوز سنتی هستند، پس زمینه آنها رنگ ساده ای دارد و رنگها به سادگی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. به علاوه، این تصاویر همواره خصوصیات و صفاتی دارند که تمایز آنها را از دیگر عکس ها آسان می سازد، به عنوان مثال شمشیر دو لبه حضرت علی(ع).

ریشه مسیحی؟

همانطور که پیش از این نیز گفته شد، برخی از نوشته ها برای این اثر ریشه ای مسیحی قائلند، و نه یک ریشه اسلامی که این مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پیامبر و یا تصویرگری چهره وی، مبری می سازد. به علاوه، این موید این مطلب است که مسیحیان حضرت محمد [ص] را در همان سنین کودکی به عنوان شخصیتی الهی پذیرفته اند.

این داستان از یک کشیش مسیحی کاتولیک یا ارتدکس به نام بحیرا صحبت می کند که بر اساس داستان، در قرن نهم یا دهم میلادی، در حین گشت و گذار حضرت در سوریه وی را براساس نشانه پیامبری بین شانه هایش بازشناخته است. پیامبر آینده باید می گفته است: "هنگامی که من به آسمان و ستاره ها می نگرم خود را بالاتر از ستاره ها می یابم". به همین دلیل است که در بعضی عکسها ستاره هایی در پس زمینه عکس دیده می شود.

هرچند که هیچ توصیفی درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجوانی وجود ندارد، ولی توصیفاتی از چهره وی در بزرگسالی گفته شده است. گفته شده که وی پوستی سفید داشته، چشمانی سیاه، گونه هایی صاف، ابروان پرپشت و کمان گونه. دندانهای مرتب و مویشان کمی موجدار بوده است. این خصوصیات در مورد نوجوان تصویر شده در پوسترهای ایرانی دیده می شود.

در حقیقت این تصویری از یک تصویر و نمایشی از یک نمایش است. به عبارت دیگر، تصویرگران ایرانی مدلی از حضرت محمد(ص) را انتخاب کرده اند که نمایانگر زیبایی، جوانی و توازن است.

 منبع:۱دوست

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 13:8  توسط الف. محمد  | 

مهریه

سلام باعرض تبریک سال نو  در این پست مطالبی رو در مورد مهریه حضرت خدیجه براتون آماده کردم

که انشاا... بدردتون بخوره!!!

مخصوصا دختر خانوما که حتما با این معقوله روبرو هستن.

 ابوطالب در پایان خطبه ازدواج حضرت محمد وحضرت خدیجه گفت:«مهریه او بر عهده من است، هر مقدار و هر موقع که بخواهید.»
بر اساس این روایت، حضرت ابوطالب متعهد پرداخت مهریه حضرت خدیجه علیهاسلام  شده است.

بنا بر روایتی دیگر:
خدیجه پس از شنیدن خطبه ابوطالب گفت:« من خود مهریه خویش را به عهده می گیرم.» عده ای از مردان قریش شگفت‌زده گفتند:« تا کنون رسم بر این بود که مردان مهریه زنان را پرداخت کنند. چگونه می شود زنی خودش مهریه‌ی خود را به عهده گیرد؟!»
ابوطالب خشمناک شد و گفت:« اگر کسی همانند محمد(ص)باشد، زنان حاضرند مهریه خود را ، خود پرداخت کنند، اما اگر کسی همانند شما باشد، باید خودش مهریه را به عهده گیرد.»

اما بنا بر بعضی روایات، خود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مهریه خدیجه را به عهده گرفت و بیست شتر جوان ( و به روایتی دوازده و نیم اوقیه (معادل هفت مثقال) طلا، معادل پانصد درهم) را به کابین خدیجه در آورد.

منابع:

  سیرةالنبویه، ج1، ص201

 بحارالانوار، ج16، ص14

الصحیح من سیرةالنبی، ج2، ص112

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 19:47  توسط الف. محمد  | 

مطالب قدیمی‌تر